تبليغاتX
هومن تنها بهونه ی زندگی

هومن تنها بهونه ی زندگی

کامران و هومن


 

 

 

شنبه هفتم مهر 1386

من اومدم

سلام سلام سلام سلام باباجون سلام

من برگشتم میدونم وقتی این حرفو زدم میگین ادم دیگه نبود حالا تو برگشتی که چی؟؟؟

راستی این اپ قرار بود تو تابستون باشه ولی نشد بس که این پاییز تند تند میادمصیبت وارده رو به همه ی فنای کامران هومن تصلیت میگم امیدوارم هر چه زود تر این ۹ ماه الافی و درس خوندنالکی تموم بشهمن که اصلا روی خوشیاز پاییز امسال ندیدم

بزارید واستون جریان اون هکری که هک کردنم بلد نبودو بهتون بگم اون یکی از ضد کامران هومنیا بود از من میخواست که این وبلاگو تغییر بدم دیگه داستان ننویسم ولی من قبول نکردم بعد اوضاع این شکلی شد

خوب بریم سر داستان

هومن اومد جلو برگشت به من نگاه کرد صورتش سرخ شده بود اومد گفت

 نیوشا نیوشا گفتم : بلــــــــه؟؟؟؟؟؟؟ هومن برگشت دید مارال و کامران با

نیش از بناگوش در رفته دارن مارو نگاه میکنن هومن گفت: نیوشا میای یه

دیقه کارت دارم ـ خوب همین جا بگو ـ اخه نمیشه بعد برگشت باز به مارال و

کامران نگاه کرد و چشم غره رفت بعد من گفتم باشه بریم تو اطاق من ـ

باشه . رفتیم تو اطاق هومن تا تو اطاق حرفی نزدوقتی رسیدیم تو اطاق

برگشت و گفت ببین نیوشا خانم من .... خوب  ...... من .... یه حس عجیبی

 نسبت بهت پیدا کردم خوب بهتر بگم ........ ـ خوب بگو دیگه کاردارم ـ باشه

باباجون عاشقت شدم دلم هری ریخت پایین وای باورم نمیشد کی داشت

این حرفو میزد کسی که چند ساله انتظارشو میکشیدم کسی که همه فکر

 و خیالم اون بود حالا برگشته میگه عاشقت شدم این خودش برام یه عالمه

 ارزش داشت گفتم هومن باز شوخیت گرفته؟بابا دیگه دارم میرم اینکارا چیه

؟؟؟؟ـنیوشا من از اول ... خوب چرا دروغ بگم نه از یه خرده که با هم اشنا

 شدیم ازت خوشم اومده مخصوصا وقتی فهمیدم که یه بیماری به اون

سختی داری بازم یه فکر دیگرونی ـ من بیماری ستی ندارم یه سر درد بود

 همین یهو هومن رنگ به رنگ شد گفت نیوشا یه چیزی باید بهت بگم تو این

 خونه هیچکس نتونست بهت بگه تو یه بیماری ساده نداری  تو خونریزی

مغزی کردی ـ م.. م ..م ..من؟ مطمئنی؟؟؟ هومن برگرد تو چشام دوباره

 بگو بعد هومن نیشش تا بناگوش باز شد گفت شوخی کردم بابا میخواستم

ببینم چه حسی بهت دست میده دیدم سکته کردیـ هومـــــــــــــــــن

اینکارا یعنی چی؟؟؟ بعدشم من سکته نکردم هنگ کردم  اخه ادم عاقل از

 این بیماری بهتر نبود بگی به نظرت اگه من خونریزی مغزی کرده بودم

 الان اینجا بودم؟هومن: اره خوب حالا برگردیم به صحبت خودمون ببین من

بهت گفتم دوستت دارم میخوام رابطمون یه ذره نزدیک تر بشه حالا بعد از اینا

 تو منو دوست داری؟منم که واقعا دیگ هنگ کرده بودم گفتم شایـــــد

نمیدونم ـ یعنی چی شاید؟ـ یعنی اینکه واقعا نمیدونم چقدر دوست دارم

حالا بزار یه چیزایی من بهت بگم ببین من تورو از چند سال پیش دوست

داشتمولی از وقتی بهم نزدیگ تر شدیم احساس میکردم نمیتونم ازت

جداشم اخه تو هم یه جورایی خودتو تو دل بقیه جا میکنی هومن : دیگه

بیشتر از این خجالتم نده پس تو هم موافقی رابطمون بیشتر بشه ـ نه باید

 فکر کنمـ باشـــــه فکر کن من دیگه برم پایین خیلی حرف زدیم

 هومن  رفت من خودمو انداختم  رو تختم داشتم فکر میکردم واقعا احمقم

 یعنی چی باید فکر کنممثل این ندید بدیدا  ولی من دیگه روم نمیشه برم

بگم فبول میکنم یه دفعه مارال صدام کرد رفتم پایین مارال گفتم مبارکه

ـ چی؟؟؟؟؟؟؟؟ عروسیت با هومن ـ هـــــان یعنی چی ؟ ـ اینارو ول کن

 وای چقدر دلم عروسی میخواستـ بسه بابا من هنوز قبول نکردمتازه

کسی به من پیشنهاد ازدواج نداده یه دوستی ساده اس یهو هومن از

اشپزخونه پرید بیرون گفت: ااااااااااا پس قبول کردی گفتم چی؟ ها خوب اره

هومن :خوبـــــــــــــه خیلی خوشحالم کردی مارال فوری پرید وسط گفت :

 از خوداشه  من دیگه هیچی نمیشنیدم تو نگاهای هومن غرق بودم اخی

چه روز خوبی بود

خوب تموم شد امیدوارم خوشتون اومده باشه راستی ما یعنی منو

خواهرمو  یکی دو نفر دیگه میخوایم یه وبلاگ گروهی بزنیم خوشحال

 میشیم شمام بیایناگه خواستید بیاین نظر بدید من دیگه برم بای

نوشته شده در  ساعت 17:45  توسط نیوشا  | 


درباره ي من

سلام من نیوشا هستم این وبلاگ منه و مخصوص کامران هومن هست
 

پست الکترونيک

نوشته هاي سابق

هفته اوّل مرداد 1387
هفته سوم تیر 1387
هفته دوم اردیبهشت 1387
هفته چهارم اسفند 1386
هفته اوّل بهمن 1386
هفته چهارم دی 1386
هفته اوّل دی 1386
هفته چهارم آذر 1386
هفته اوّل آذر 1386
هفته اوّل آبان 1386
هفته چهارم مهر 1386
هفته اوّل مهر 1386
هفته چهارم شهریور 1386
هفته دوم شهریور 1386
هفته اوّل شهریور 1386
هفته چهارم مرداد 1386
هفته دوم مرداد 1386
هفته اوّل مرداد 1386
هفته چهارم تیر 1386
هفته سوم تیر 1386
هفته دوم تیر 1386

موضوع مطالب

روز پدر
فقط داستان

لينک دوستان

وب سایت رسمی کامران و هومن
هومن عشق اول نیلوفر
گل یخ مروارید
هومن با ایسان
کامران و هومن با روشنک
کامران و هومن با پگاه
بهترین های جهان با یلدا
کامران هومن با یلدا
بازم روشنک جونم
فرحناز جون
سارا جون
مریم ونگار

قالب از

www.TakTemp.Com
عسل ح - نازنين