تبليغاتX
هومن تنها بهونه ی زندگی

هومن تنها بهونه ی زندگی

کامران و هومن


 

 

 

شنبه چهاردهم اردیبهشت 1387

عیدتون مبارک

سلام

حالتون خوبه؟؟

ببخشید خوب به من چه اصلا شما حالتون خوبه یا نه

من قول ندم بهتره

میخواستم آپ کنما ولی وقتش نشد

میخوام بعد از مدت ها جواب نظرا رو بدم

دو پست قبلاون سوالایی که ژینوس جون پرسیده بود خیلی دوست داشتم جواب بدم ولی واقعا وقت نداشتم

از مهسان جون مهسا جون مروارید جون مهرنوش جون سارا جون شیماجون  پگاه  جون ممنونم 

تا اونجایی که یادم میاد نوشتم

حالا جوابای پست جدید:

از پریسا ی گلم ممنونم حالا من یه چیزی گفتم تو چرا باور کردی من هر

قولی دادم عملی نشده تا حالا

مهسان جون مرسی از نظرت

سحر جون مرسی سعی میکنم بیام وبت

مرسی مهسا بهت سر میزنم

مروارید جون ممنونم سعی میکنم بهترین داستان عمرمو بنویسم

از ژینوس جون وسونیا و مهسا و مهتاب و سارا و پگاه هم ممنونم مرسی که

 منو یادتون نرفته

در مورد یه نظر خصوصی هم بگم چرا بعضیا فکر میکنن ما فنا ی کامران و

هومن فوری خر میشیم یا چون اسمشون شبیه اوناست ما باید باهاشون

 دوست شیم بعدم بهمون بگن منم کامران هومن و دوست دارم؟؟

البته خودمم نفهمیدم چی نوشتمآخه زیاد دیدم میان میگن اسم من

کامرانه یا اسم من هومنه بعد میگن منم کامران هومنو دوست دارم میشه

 بیشتر با هم آشنا شیم؟؟؟

خوب بیخیال اینو یادم رفت بگم

                    سال نو مبارک

ایشالا سالی پر از کامران و هومن داشته باشید !

البته ما هم یادتون نره

خوب دیگه بریم سراغ داستان:

خیلی حواسم پرت بود اصلا گیج بودم هومنم همش بر می گشت تا با مارال

 حرف بزنه سعی می کردم بهش نگاه نکنم ولی نمی شدکامران

 گفت:راستی بچه ها کجا بریم؟مارال آدرسیه رستورانیو داد که هفته ی

 پیش با دوستاش رفته بود وقتی به خودم اومدم دیدم تو رستوران نشستم

 هومنم جلوم نشست وقتی غذا رو اوردن من هیچی نخوردم گفتم:من میرم

 بیرون یه هوایی بخورم زیاد حالم خوب نیست بلند شدم رفتم بیرون نزدیک

 رستوران یه پارک بود رفتم اونجا و روی یه نیمکت نشستم گریم گرفته بود

 جلو خودمو گرفتم چشامو بسته بودم که دیدم یکی داره صدام میکنه

-نیوشا نیوشا ......هومن بود داشت صدام میکرد ـنیوشا تورو خدا به حرفام

 گوش کن-نه هومن خواهش می کنم....ـ میشه گوش کنی؟-هومن به خدا

نمی خواستم بیاماز همین می ترسیدم -از چی ؟ گوش کن دیگه -

بگوـدوباره چشامو بستم ولی دیگه اشکم سرازیر شدهومن نشست و

گفت:یادته گفتم یکی دیگرو دوست دارم؟!!ـهومن تورو خدا....ـ اا گوش کن

 دیگه دروغ گفتم اون دختره اومد پیش من از تو بد گفت می گفت :دوست

فدیمی هستید می گفت منو خیلی دوستداره و تو برای چشم و هم چشمی

 اومدی با من دوست شده من خنگم قبول کردم به که یه ذره با هم گشتیم

یه بار موبایلش زنگ زد گوشیشو بر داشت و جواب داد بعد شروع کرد گریه

کردن بعدشم همه چیو بهم گفت فکر کنم لازم نباشه بگم که چی گفت

خودت میدونی ـ آره می دونم ـ من بعد از اون حالم از خودم بهم می خورد

من واقعا دوستت داشتم میدونستمم تو منو دوست داری حتی او موقعی

که با اون دختره بودم یه ذره هم نشد که بگم دوستت ندارن ولی واقعا اون

موقع عصبانی بودم و مجبور شدم اون چیزارو بهت بگم به کامران گفتم هر

چی زودتر برگردیم کالیفرنیا  تا روزی که تورو تو خیابون دیدیم من خجالت می

کشیدم بهت نگاه کنم اینجا م که اومدیم فقط یه برنامه ریزی بود که من

باهات حرف بزنم خوب حالا دیگه ببخشید ـ هومن ولی اگه من جای تو بودم

یه ذره به حرفای اون دختره فکر می کردم ببینم چی می گه ـ من که گفتم

 ببخشید حالا بیا بریم کامی و مارال منتظرن ـ مطمئن باش تا حالا رفتن ـ پس

 آشتی؟ـ ؟آشتی بریم دیگه

 خوب ببخشید خیلی کم بود اصلاٌ وقت آپ کردن نداشتم همینشم بعد از یک ماه گذاشتم من این آپمو از ۱۶ فروردین تا حالا داشتم مینوشتم ولی وقت نمی شد بیام آپ کنم بازم ببخشید

من تصمیم گرفتم از این پست به بعد هر آپ یه سوال بپرسم شما اگه اومدید نظر بدید جواب سوال منم بدید سوال این پست:

نزدیک پایان سال تحصیلیه اگه محصلی به من بگو کدوم یکی از همکلاسیاتو دوست داری؟چرا؟

خوب فعلا تا آپ بعد بـــــــــــای(که گذاشتم هر وقت البوم کامران هومن اومد)

 

نوشته شده در  ساعت 14:47  توسط نیوشا  | 


درباره ي من

سلام من نیوشا هستم این وبلاگ منه و مخصوص کامران هومن هست
 

پست الکترونيک

نوشته هاي سابق

هفته اوّل مرداد 1387
هفته سوم تیر 1387
هفته دوم اردیبهشت 1387
هفته چهارم اسفند 1386
هفته اوّل بهمن 1386
هفته چهارم دی 1386
هفته اوّل دی 1386
هفته چهارم آذر 1386
هفته اوّل آذر 1386
هفته اوّل آبان 1386
هفته چهارم مهر 1386
هفته اوّل مهر 1386
هفته چهارم شهریور 1386
هفته دوم شهریور 1386
هفته اوّل شهریور 1386
هفته چهارم مرداد 1386
هفته دوم مرداد 1386
هفته اوّل مرداد 1386
هفته چهارم تیر 1386
هفته سوم تیر 1386
هفته دوم تیر 1386

موضوع مطالب

روز پدر
فقط داستان

لينک دوستان

وب سایت رسمی کامران و هومن
هومن عشق اول نیلوفر
گل یخ مروارید
هومن با ایسان
کامران و هومن با روشنک
کامران و هومن با پگاه
بهترین های جهان با یلدا
کامران هومن با یلدا
بازم روشنک جونم
فرحناز جون
سارا جون
مریم ونگار

قالب از

www.TakTemp.Com
عسل ح - نازنين